تبليغاتX
مشکی

 ------------------

خنده ها تکراري گريه ها تکراريست

من در اين تکرارها مانده در بهت و سکوت

ديگران مي خندند و دلم مي داند که چقدر تکراريست

همه جا غرق سکوت

کوچه ها رو به غروب همه جا تاريک است

پيش رو تاريکي پشت سر تاريکي

و من تاریکی را دوست دام

|+| نوشته شده توسط وحید در جمعه 1388/08/15 ساعت 0:47 |
 ---------------

 

 

 

واسه اینکه از تو دورم به تو مدیونم،

واسه کشتن غرورم به تو مدیونم، 

تو که حرمت و شکستی پای عهدت ننشستی....

 گرچه بازم تو نیازم لحظه ها را میبازم به تو مدیونم ،

واسه این چشمای خیسم به تو مدیونم ،

اینکه از غم مینویسم به تو مدیونم ،

اینکه بی جونم و سردم ....

 اینکه بی روحم و زردم....

 پی آرامشی که بردی و من پیش میگردم به تو مدیونم ،

به تو مدیونم غرورم و شکستی عین شیشه،

به تو مدیونم که کشتی دلمو واسه همیشه،

به تو مدیونم منو دادی به بی بها و بهانه ،

به تو مدیونم واسه بغض عمیق این ترانه ،

به تو مدیونم شکستی حرمت شب و من و ماه ،

به تو مدیونم کم آوردی و رفتی اول راه ،

به تو مدیونم عزیزم واسه این حال مریضم ،

اگه مثل برج سنگی جلوی چشمات میریزم   به تو مدیونم....

به تو مدیونمو دینم و ادا میکنم حتما...

 نشونت میدم چه رنجی داره هرچی کردی با من.....

 واسه اینکه تو خجالت محبتات نمونم ...

خودمم میرم و میبینی پای حرفمم میمونم ..

به تو مدیونم .....به تو مدیونم

|+| نوشته شده توسط وحید در چهارشنبه 1388/08/13 ساعت 0:26 |
- -
/textarea>